بعد از مدت ها کتابی خواندم که تک تک کلماتش، تکه تکه وجودم را لرزاند. و از این که جرأت کردم و این همه واقعیت در مورد خواندم خوشحالم. واقعیتی که حالت عام هم می تواند داشته باشد، اما اولین مخاطب این عامه خود من بودم.

کتاب عصبیت و رشد آدمی، اثر کارن هورنای، روان شناس زن آلمانی یکی از کتاب هایی است نظر و نگاهش رشد و موفقیت است، اما این نگاه، یک زاویه دید مردم عامی نیست؛ با این که کتاب 14 دوره تجدید چاپ شده است. مسئله اساسی در این کتاب، عصبیت، راه های اشتباه برای خواباندن آتش خشم و انتهای هر کدام از این راه های اشتباه است. همان طور که در کتاب به آن اشاره می شود، بخش ترسناک کار این جاست که اگر شخصی به یک باره بخواهد از راه اشتباهش برگردد احتمال این که در پایان اولین اقدام از شدت ناراحتی سردرد شدید بگیرد و یا حتی غش کند بسیار زیاد است.

این کتاب بسیار دقیق است و حتی خواب هایی که شخص عصبی در هنگام عصبیت و درمان می بیند را هم از نظر دور نمی کند. خواندن این خواب ها که مشابه آن را در زمان عصبیت و طول درمان دیده بودم، تکان دهنده ترین نکته ای بود که در این کتاب خواندم.

 

راه های اشتباه مقابله با خشم یا عصبیت

کارن هورنای، شخص عصبی را مثل کسی می داند که از پشت یک شیشه مه به دنیا نگاه می کند. یک نوع حالت کرختی و منگی معنوی تمام وجودش را گرفته است. تمام دنیای او شخصیتی است که در ذهن خود برای مقابله با خشم  ساخته و تمام تلاشش رسیدن به آن شخصیت یا «خود ایده آلی» است. خود ایده آلی است که می تواند انتقام او را از کسی که عصبانی اش کرده و تاکنون توان مقابله با او را نداشته بگیرد. خودهای ایده الی فقط و فقط یک تصورند و هیچ کدام از انسان های عصبی هرگز به خود ایده آلی شان برای گرفتن انتقام خود از دنیا و مردمان آن نمی رسند. این تلخ ترین حقیقت عصبیت است.

نکته های مشترک در عصبی ها، دشمنی (به خود یا دیگران)، جاه طلبی (به خود یا دیگران)، احساس ناامنی (از خود یا دیگران)، احتیاج به کامل بودن، توقعات زیاد بدون این که قدمی بردارند (از خود یا دیگران)، خودخواهی محض، عدم درک احساسات انسانی و نارضایتی دائمی از زندگی است.

 

شخصیت های عصبی (برتری طلب، مهر طلب، انزوا طلب)

قبل از بررسی تیپ های عصبی، این نکته که در کتاب خیلی به آن تأکید شده را باید ذکر کنم که شخص عصبی در بین تیپ های مختلف مدام در نوسان و حرکت است. اگر شخصی با برتری طلبی به هدفش نرسد، مهرطلبی را در پیش می گیرد و اگر باز هم به نتیجه نرسید، گوشه نشین می شود.

برتری طلب

برتری طلب ها سعی دارند با کنترل اوضاع و برتری بر تک تک افراد جامعه، حتی فرزند خود، عصبیت خود در گذشته را درمان کنند. برتری طلب ها فقط و فقط اطاعت را می فهمند. حتی اگر یک دستور آنها اجرا نشود خشم زیادی از خودشان بروز می دهند. ممکن است هر نوع کار خطرناکی انجام بدهند. انها توقع بسیار بالایی از خود و دیگران دارند. ممکن است با سرعت و قدرت بسیار بالا کار کنند و از دیگران هم همین قدر کار بکشند. مشکلات دیگران را درک نمی کنند. احساس می کنند هر کسی که از دستور آنها اطاعت نکند با آنها دشمنی دارد. بسیار جاه طلبند و برای رسیدن به جاه طلبی هر کاری می کنند. این تیپ از عصبی ها با این که از همه تیپ های دیگر فعال ترند، اما هیچ وقت از زندگی راضی نیستند. و از هیچ موفقیتی احساس خوشحالی نمی کنند. همان طور که توضیح دادیم هیچ انسان عصبی ای هرگز نمی تواند به خود ایده الی ذهنی خود برسد. بسیاری از کسانی که در شرایط سخت اجتماعی بزرگ شدند، در کودکی تحقیر شدند و هرگز نتوانستند در کودکی لذتی درست از زندگی ببرند، در اینده تبدیل به همین برتری طلب ها خواهند شد. می توان این تیپ آدم ها را در قشر اراذل و اوباش جامعه مشاهده کرد که دوست دارند تعداد زیادی دوست جنس مخالف داشته باشند، همه اعضای خانواده و حلقه دوستان او را تحسین کنند و از کسی که از آنها تبعیت نکند انتقام سختی بگیرند. هیچ احساس انسانی در وجودشان نیست و توقع آنها از جامعه بیشتر از حد معمول است. هیتلر نماد یکی از این انسان هاست که در انتهای زندگی، به خاطر عصبیت بالا از زندگی و نارضایتی شدیدش با وجود موفقیت های زیادش، دست به خودکشی زد.

این برتری طلبی در خانواده هم نمود پیدا می کند و این که بیشتر خانواده های عصبی هرگز نمی توانند دختر و پسر موفقی تحویل جامعه بدهند همین عصبیت خفته در دل تمام تمام اعضای این خانواده هاست. مگر این که کسی گذشته خشمگین خود را فراموش کند و دوباره از صفر برای خودش زیربنای زندگی را بسازد. که باز هم این مسئله، دلیلی بر موفقیت این خانواده ها نیست و شخص با استفاده از روش های درست زندگی و کنار گذاشتن عصبانیت ها و کینه ها، خود واقعی اش را شناخته است و خود واقعی درونی اش را رشد داده است.

 

مهر طلب ها

این تیپ از عصبیت، در بین خانم ها بیشتر شایع است. مهرطلب به تیپ برتری طلب وابسته است. یعنی اساس وجود چنین تیپی برتری طلب ها هستند. آنها زندگی انگلی و منگ و کرختی دارند. چیزی غیر از توقعات زیاد و بالای خود درک نمی کنند. انتظار دارند توقعاتشان بدون آن که تلاشی درباره آن انجام دهند توسط دیگران برآورده شود. در صورتی که کسی از دست آنها ناراحت شود، نسبت به خودشان دشمنی پیدا می کنند و خودویرانگری و خودخوری شدیدی از خودشان بروز می دهند؛ برخلاف برتری طلب ها که دشمنی را به دیگران نشان می دهند.

مهر طلب ها مدام دنبال این هستند که عشق و محبت تمام افرادی که با آنها روبرو می شوند را به دست آورند. همه او را دوست داشته باشند. اگر کسی آنها را دوست نداشته باشد و یا محبتی که مهرطلب انتظار دارد به او نداشته باشد، با خیالبافی و تخیل که ویژگی همه عصبی ها است، سعی می کنند تصور کنند که آن شخص هم عاشق آنها است. با مزاحمت های زیاد سعی می کنند خودشان را حقیر و محتاج نشان بدهند تا شخص مورد نظر به آنها محبت کند. و همین که از محبت طرف مقابل خیالش راحت شد، توقعات دور از انتظار، خودخواهی، توقع ایجاد امنیت از سوی شخص مورد نظر و... را دارد. مهرطلب ها در عشق بسیار پرتوقعند و به همین خاطر هیچ وقت به عشقی که مدنظرشان است نمی رسند.

تیپ زن هایی که با وجود زندگی مرفه و شوهر فعال و مهربان خیانت می کنند، زن های خانه داری که دوست دارند زیردست باشند و در خانه بنشینند و مرد توقعات بی اندازه آنها را بدون این که خودشان تلاشی بکنند برآورده کند و حتی از کتک خوردن منعی ندارند، تیپ مردها یا زن هایی که با حقیر کردن خود سعی در طلب عشق دارند و تیپ های مشابه همه از نوع مهر طلب هستند.

 

انزوا طلب یا عزلت طلب

این تیپ، تنبل ترین تیپ در بین عصبی ها است. آنها بیشتر از هر انسانی در تخیلات سیر می کنند. خودایده‌آلی آنها با خود واقعی شان فاصله زیادی دارد و هرگز نمی توانند تصور کنند این انسان تنبل، بدون تخصص، بدون فکر و بدون هدفی برای آینده خود واقعی آنها است. آنها با ساختن تخیلی از شهرت، قدرت و.... و تظاهر به درویش مسلکی سعی دارند خودشان را گول بزنند که زندگی درستی دارند. در کمترین سطح زندگی قابلیت ادامه حیات دارند و هرگز از چیزی ناراضی نیستند. این تیپ ادم ها از پشت سخت ترین مه ها به دنیا نگاه می کنند و واقعاً هیچ چیزی را در دنیا همان طور که هست نمی بینند. از نظر آنها همه با او دشمنی دارند و برای رهایی از این دشمنی باید از مردم دوری کنند. از عشق فراری هستند و اگر کسی واقعاً هم او را دوست داشته باشد با توهین به شخص سعی می کند او را از عشق فراری بدهد. با این که شخص منزوی احساس آزادی و آرامش می کند اما این آزادی او «آزادی برای» عمل نیست، بلکه «آزادی از» عمل است. آنها تماشاگر بی دخالت زندگی اند و انتظار دارند که جهان در گذر، او را هم در نظر بگیرد و برای موفقیت او هم نقشه ای بکشد.

تیپ هنرمندان شکست خورده، مردهایی که توی خانه می نشینند  تا کار سراغشان بیاید و نجاتشان بدهد و تیپ زن هایی که منتظر شوهرند تا نجات پیدا کنند، آدم هایی که مدام بهانه می گیرند و کاری انجام نمی دهند از این دست عصبی ها هستند.

 

ایراد بر کتاب:

شاید تنها ایرادی که بر کتاب می شود گرفت این است که هیچ وقت به ویژگی های انسان سالم اشاره ای نمی کند. و اشاره ای نمی کند شخص بعد از گذراندن مراحل درمان که در کتاب نوشته شده است چه نوع رفتاری از خود نشان می دهد. و اگر اشاره می کند بسیار کلی است. این کتاب برای کسی که راه درست زندگی را می داند و به عنوان روانکاو سعی دارد به انسان عصبی کمک کند بسیار مؤثرتر است تا کسی که می خواهد با خواندن این کتاب عصبیت خود را کنار بگذارد و به زندگی عادی برگردد.

اشاره هایی که در کتاب به شخص سالم می شود خیلی کم و نامنسجم است و برای پیدا کردن ویژگی های شخص سالم در کتاب باید خیلی نکته بین و دقیق بود...

 

موفق باشید..