روز میلاد کسی مثل من...

 

 

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان نا امید نشده است.

رابیند رانات تاگور

فکرش را که می کنم می بینم، چیزی بیشتر از 26 سال است که دارم زندگی می کنم. در طول این سال ها، چیزی حدود شش سالش را فقط افسرده و بی انگیزه بوده ام. چیزی شاید بیشتر از شش سال. و چیزی بیشتر از بیست سال است که می فهمم زندگی من با دیگران می تواند فرق داشته باشد. شاید تا همین چند وقت پیش بود که می گفتم زندگی پنجاه تومان (به اندازه خرید یک تیغ) ارزش دارد. اما انگار این پیام را همیشه دم گوشم می شنیدم. چه طوری؟

 

یک) مجید استیری

مجید استیری از آن جهت لعنتی است که من را به زندگی امیدوار کرد. یکی از همین روزهای آذر ماه بود که من بعد از یک روز کاملاً خسته کننده و نا امید، دعوت شدم به خانه یکی از بهترین دوستانم. و دوباره شنیدن موسیقی ونجلیز و حرف هایی که همیشه دوست داشتم در موردش با کسی حرف بزنم و کسی را مثل خودم پیدا کنم که این حرف ها را بزنم برای مدت بیشتر از پنج ساعت بلند بلند بگویم. مجید استیری از آن جهت دوست داشتنی است که... او برای من این قدر ارزش دارد که دوست دارم یک مجموعه داستانم را به او تقدیم کنم. و او روز تولد من، یک داستان به من تقدیم کرده است.

http://www.ghooolesabz.blogfa.com/post-74.aspx

این پیامک را که در اولین ساعات روز تولد برایم فرستادی را همیشه روی این وبلاگ ثبت می کنم:

« به آسمان ها راه نمی یابد، مگر این که دوبار متولد شود.»

مسیح

 

دو) ونجلیز

ونجلیز در ایران با آلبوم «تسخیر بهشت» شناخته شد. موسیقی ای که روی فیلم کریستف کلمب اجرا شده. خیلی از موسیقی های روانی که ما در رادیو و تلویزیون وطنی می شنویم، موسیقی هایی است که ونجلیز آنها را خلق کرده است. موسیقی مشهور پاپکرن متعلق به این آهنگساز است و... و حتی یکی از موسیقی هایی که در فیلم دوئل به کار رفته است از ملودی یکی از آثار ونجلیز الهام گرفته شده است. آن شب رویایی در خانه این دوست، موسیقی پاپکرن در کنار دیگر موسیقی های ونجلیز و موسیقی هایی که خود مجید استیری ساخته بود، من را از دنیای سرد و ساکت من بیرون آورد و صداها را به زندگی من برگرداند.

ونجلیز، آهنگساز یونانی معاصر، به عنوان یکی از آثارش، موسیقی متن فیلم اسکندر را ساخته است. او نگاه گیرا و عمیقی دارد. این عکس که در زیر می آید (لینک شده، چون بلد نیستم عکس روی وبلاگ بگذارم!) مدت ها پس زمینه گوشی همراه و مانیتور رایانه شخصی ام بوده. در روز تولدم به جای کیک، این عکس را به دوستداران موسیقی تقدیم می کنم.

http://666kb.com/i/bai4852cheurvh3hi.jpg

این هم تصویر ونجلیز در حال حاضر است.

http://www.vangelismovements.com/VangelisPaintingsBookPage015B.jpg

چیز زیادی از ونجلیز نمی دانم. این عکس ها هم نوعی ادای دین به این موسیقی دان بزرگ بود.

باقی بقایتان.

 

/ 38 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
((فردین))

سلام!چطوری برادر؟ ممنون از تذکرت...درست کردم لینک دانلودش رو! پیش ما بیا...

الناز معتمدی

سلام دوست نمیدونم من بی وفا شدم یا تو البته بیوفایی و فراموشی از مختصات این دنیای ننگین است... بیا چون دلم میخواد نظرت رو درباره رجم و سنگسار بدونم... فقط نوشته من مهم نیست پرونده ای که توی نظرات راه افتاده رو هم بخون...

رقیه امینی

سلام[لبخند]چند تا مطلب جديد البته با قلم خودم در وبلاگم گذاشتم. بخونيد و لطفا لطفا نظد بديد.[پلک]

دررودی

سر فصل خبرهای جنجالی: [گل] عالی بودید بسیار خوب

گل سرخ

سلام[گل] تبریک جشنواره داستانک یلدا «به سلطان» - نویسنده: مصطفی مردانی [دست]

الیوشا

اااا یادش بخیر کارگاه داستان از کارگاه داستان به شاعری رسیدم سلام[ابرو]

مریم منصوری

این درختای برفی چقدر خوبه! فکر می کنم قبلا نبودن...

محمد آسیابانی

نشید الاناشید به روزم. با یک معرفی مختصر از عقل افسرده. و یک عکس از نمایشگاه کتاب که کلی حرف دارد، و دارم با احترام محمد آسیابانی